قلم رنجه

سیدمجتبی منتظری/دانشجوی علوم سیاسی

درآمدی بر رابطه سیاست و ورزش در ایران
نویسنده : سیدمجتبی منتظری - ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٥
 

توفیق شد که در هفتمین ترم تحصیلی دوره کارشناسی علوم سیاسی در دانشگاه آزاد اسلامی مشهد, واحد تربیت بدنی یک را با جناب آقای حجتبیان بگذرانم. چونکه بهرحال برای واحد درسی تربیت بدنی نمره ای در نظر گرفته شده است ایشان ضمن تمرینات و مباحث عملی ورزش این فرصت را در اختیار دانشجویان کلاس گذاشتند که بصورت تئوری در رابطه با ورزش مطالعاتی صورت بگیرد که با موافقت ایشان قرار شد بنده چون رشته تحصیلی ام علوم سیاسی است در رابطه با ورزش وسیاست که در کشور ما بسیار غلیظ بهم آمیخته هست تحقیقی انجام و ارائه نمایم.

براساس اصول روش تحقیق که فرضیه سازی است این سئوال آغازین مطرح می شود که آیا ورزش وسیاست با هم ارتباط دارند . با آوردن نمونه ها و پاسخ های فراوانی می توان دریافت که جواب مثبت است سئوال دوم را می توان چنین طرح کرد که آیا ورزش متاثر از سیاست است یا سیاست متاثر از ورزش. به عنوان ادبیات سابقه میتوان به کتاب مسائل سیاسی اقتصادی جهان سوم تالیف دکتر احمدساعی (انتشارات سمت) مراجعه کرد که ایشان در بخش سوم به مبحث دولت و سیاست در جهان سوم می پردازند و جمع بندی می کنند که در کشورهای جهان سوم این سیاست است که بر مقوله های اقتصادی واجتماعی تاثیر گزار است و شاید بتوان این فرضیه نزدیک به نظریه را داد که در کشور ایران هم سیاست تاثیر گزار بر ورزش است و حتی گاهی ورزش ابزار اهداف سیاسی قرار می گیرد.

در اینجا سه نوشتار با عناوین زیر در رابطه با این مسئله آمده که تقدیم می کنم:

1- ورزش و سیاست از باب اندیشه سیاسی

2- نگاه انتخاباتی ( حضور در سیاست بدون نگاه به ورزش! )

3- ورزش و سیاست بین المللی


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
بیشترین فعالیت تابستانی خود را به ترمیم و انسجام تشکیلاتی اختصاص می‌دهیم
نویسنده : سیدمجتبی منتظری - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٦
 
/تابستان و تشکل‌های دانشجویی/
دبیرمجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد:
بیشترین فعالیت تابستانی خود را به ترمیم و انسجام تشکیلاتی اختصاص می‌دهیم

ادامه مطلب


 
comment نظرات ()
 
شهید بهشتی پایه گذار تفکر اصول گرایی است
نویسنده : سیدمجتبی منتظری - ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٦
 

سید مجتبی منتظری، دبیر مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، شهید بهشتی را پایه گذار و نماد تفکر اصولی گرایی در انقلاب اسلامی دانست. 

  بقیه مطلب در شبکه خبر دانشجو کلیک کنید


 
comment نظرات ()
 
جنبش دانشجویی در انقلاب اسلامی
نویسنده : سیدمجتبی منتظری - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱٥
 

اشاره: با تأسیس دانشگاه تهران، نخستین فریاد اعتراض ها در حوزه دانشجویی برخاست. شاید این از ویژگی های ذاتی علم باشد که پرسشگری و اعتراض را در دامان خود می پروراند. آنان را از تقلید کورکورانه می رهاند و استبداد و استعمار را به چالش می طلبد. مقاله حاضر که توسط یکی از کاربران برای ما ارسال شده است روایتی است از تبلور علم در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجویی با هم می خوانیم:
تاریخ مبارزات دانشجویان از زمان تأسیس اولین دانشگاه یعنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ آغاز شد. به دنبال تأسیس دانشگاه به جریان اصلی در روند حرکتهای دانشجویی در دانشگاه به تدریج بوجود آمد که عبارتند از: ۱- جریان مارکسیستی ۲- جریان ملی ۳- حرکت اسلامی.
جنبش دانشجویی با این سه جریان، حضور فعال و آگاه خود را در صحنه تحولات سیاسی کشور نشان داد. توجه به حرکت ها و اعتراض های دانشجویان از همان آغاز تا پیروزی انقلاب اسلامی از عمق آگاهی سیاسی آنان حکایت دارد.
دانشجویان در فاصله سالهای ۳۲-۱۳۲۰ واکنشهای مختلفی نسبت به رویدادهای کشور نشان دادند از جمله: زمانی که دکتر مصدق مجلس چهاردهم را در اعتراض به سهیلی نخست وزیر وقت و تدین وزیر کشور به جرم دخالت در انتخابات ترک کرد، «دانشجویان به منزل وی رفته و او را با احترام به مجلس آوردند. این اقدام از سوی حکومت خوشایند نبود، به همین دلیل بر روی دانشجویان آتش گشوده شد و در این واقعه رضا خواجه نوری شهید شد.» در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران دانشجویان به بسیج معلمان، دانش آموزان و کارگران پرداختند. بعد از کودتای ۲۸ مرداد، در ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲، دانشجویان در اعتراض به سفر نیکسون معاون رئیس جمهور وقت آمریکا دست به تظاهرات زدند ومردم را به مقاومت فراخواندند و در این اثنا پلیس در صحن دانشگاه به روی دانشجویان آتش گشود و سه دانشجو به نام های شریعت رضوی، مصطفی بزرگ نیا و احمد قندچی به شهادت رسیدند. این امر موجب بروز واکنش مردم شد که این روز را به نام روز دانشجو نامگذاری کردند.
با مسلط شدن حکومت نظامی بعد از کودتای ۲۸ مرداد توسط فرمانداری نظامی تهران دانشجویان دست به مبارزه نیمه مخفی زدند.
در سال ۱۳۳۶ به هنگام حمله اسرائیل به کانال سوئز دانشجویان مخالفت خود را با سیاستهای تهاجمی آمریکا و دولتهای حامی اسرائیل در صحنه مسائل سیاسی بین المللی با اعتصاب و تظاهرات نشان دادند.
با تأسیس ساواک در روزهای پایانی سال ۱۳۳۵ کنترل دانشجویان زیرنظر این سازمان با شدت بیشتری صورت گرفت. ولی با وجود کنترل شدید دستگاه امنیتی، دانشجویان در مسائل مختلف سیاسی به صورتهای گوناگون مخالفت خود را نشان می دادند. ضرورت اصلاح و دگرگونی امری نبود که با فشار مأموران ساواک حذف شود، بلکه شکل خود را تغییر داد و تا سال ۱۳۵۷ به سه طریق به شرح زیر ظاهر شد: الف - در قالب اعتراضهای صنفی که گاه منجر به اعتصاب و تظاهرات می شد. ب- تکاپوی متناسب با تحولات سیاسی ج- مبارزه مسلحانه.

الف) اعتراضهای صنفی:
اعتراضهای صنفی دانشجویان که گاهی نیز به خشونت کشیده می شدند عبارتند از: اعتراض به تدریس چند نفر از اساتید، عدم ارائه برخی از دروس، کیفیت غذا، جمع آوری بعضی کتابها، دستگیری و اخراج بعضی اساتید و دانشجویان، واگذار نکردن خوابگاه در ترم تابستانی و لغو بعضی شهریه ها... که ضمن اعتصاب با راهپیمایی، شکستن شیشه ها، نوشتن شعارهایی بر روی دیوار دستشویی، تجمع در محوطه دانشگاه، عدم حضور سر کلاس و خودداری از امتحان نارضایتی خود را نشان می دادند.

ب) تکاپوی متناسب با تحولات سیاسی
با وجود کنترل و خفقان پلیس امنیتی در دانشگاهها، نیروهای فعال دانشجویی در مسائل سیاسی جامعه حضور داشتند و به مناسبتهای مختلف سیاسی حضور فعال خود را به نمایش می گذاشتند، به عنوان نمونه با نخست وزیری شریف امامی در شهریور ۱۳۳۹ دانشجویان دانشگاه تهران، سازمان دانشجویان را تشکیل دادند. اولین کنگره انجمنهای اسلامی در شهریور ۱۳۴۰ با شرکت ۱۲ انجمن افتتاح شد و مبارزات داخلی در اثر ارتباط با حلقه مبارزان خارج از کشور استوارتر شده و تکیه گاهی مطمئن برای ملت مبارز ایران شد.

دانشگاه و قیام ۱۵ خرداد
در وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ یکی از گروههای فعال و مهم در مبارزه، اقدام دانشجویان بود. دانشجویان دانشگاه تهران به سرعت نسبت به دستگیر امام خمینی (ره) واکنش نشان دادند. بعضی از دانشجویان با سخنرانی و تشویق سایر دانشجویان اقدام به راهپیمایی و تظاهرات در محوطه دانشگاه کردند و ضمن حمل تراکت بزرگی که خبر از دستگیری آیت الله خمینی می داد با دادن شعارهای ضد حکومتی در صدد راهپیمایی به طرف بازار تهران و حمایت از بازاریان در مبارزه علیه حکومت شدند. بسیاری از دانشجویان در خیابانهای اطراف دانشگاه اجتماع کردند که تعداد زیادی از آنها توسط پلیس دستگیر شدند. در ادامه تظاهرات، دانشجویان با قطع سیم های تلفن دانشگاه و با سر دادن شعارهایی پلاکاردهایی از پارچه تهیه و بر سر در دانشگاه نصب کردند. دانشجویان با تکثیر و توزیع نوار سخنرانی روز عاشورای امام فعالیت خود را در کوی دانشگاه گسترش دادند که منجر به دستگیری و زندانی شدن گروهی از دانشجویان شد و آنان با تجمع خود دانشکده های مختلف را به تعطیلی کشاندند به طوری که پلیس به سختی توانست تظاهرات را سرکوب کند.
دانشجویان دانشسرای عالی تهران و دانشگاه پلی تکنیک نیز ضمن تجمع و دادن شعارهایی علیه شاه مردم را به شرکت در تظاهرات ترغیب کردند. پانزده خرداد موضوعی بود که دانشجویان در سالهای بعد به مناسبت بزرگداشت این روز به تظاهرات، تجمعات، اعتصاب و ... اقدام می کردند.
آنان در سال ۱۳۴۶ به هنگام مرگ مشکوک غلامرضا تختی، در سال ۱۳۴۸، در مخالفت به افزایش قیمت بلیت اتوبوس حضور خود را در صحنه به نمایش گذاشتند.
از اواخر دهه ۱۳۴۰ فعالیت دانشجویان بیشتر سیاسی بود و فعالیتهای صنفی نیز رنگ سیاسی به خود گرفت. درخواست های دانشجویان از امکانات آموزشی و رفاهی به مسائل سیاسی تغییر کرد و شعارهای ساده جای خود را به شعارهای آزادی زندانیان سیاسی، مرگ بر شاه، اتحاد، مبارزه ...» بر روی دیوار دانشکده های ادبیات حقوق... داد.

ج) مبارزه مسلحانه
با رشد کمی و کیفی مبارزات دانشجویی از اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه با دو حرکت همسو مواجه هستیم: «حرکت اول جنبش مسلحانه که از سال ۵۰ علنی شد و در معرض قضاوت افکار قرار گرفت. دانشگاهها محل جذب نیرو برای جنبشهای مسلحانه بودند و یک تحول بسیار عمیق کیفی در حرکتهای دانشجویی بوجود آمد. حرکت دوم مربوط به انقلاب فرهنگی بود که بسیاری از اندیشمندان اسلامی با تکیه بر امکانات بالقوه دانشجویی راهی نو پیش روی جوانان گشودند. از جمله دکتر شریعتی، آیت الله مطهری، آیت الله طالقانی و ... با تأسیس کانونهای فکری مانند حسینیه ارشاد تلاشهای گسترده ای را جهت پی ریزی بیداری اسلامی آغاز کردند. در مقابل حکومت نیز دست به اقداماتی نظیر: ایجاد سرگرمی، تفریح، ترتیب دادن کلوپهای رقص و موسیقی و ... زد.
یکی از وقایع مهمی که در تاریخ مبارزات دانشجویی تأثیر بسزایی گذاشت واقعه ۵ و ۶ اسفند ۱۳۵۱ دانشگاه تبریز بود که در خواست صنفی دانشجویان با دخالت پلیس تبدیل به اعتصاب شد و بسیاری از دانشجویان زخمی شدند و دهها تن روانه زندان شدند. مهمترین عامل این حرکت مخالفت با ریاست دانشکده فنی قید شده است.

گسترش فضای باز سیاسی و حرکتهای دانشجویی
با تغییر سیاستهای محمدرضا شاه بعد از به روی کار آمدن کارتر از حزب دموکرات آمریکا، شدت سانسور کاهش یافت و در زندانها به روی هیأتهای بین المللی گشوده و سرکوب محدودتر شد. به دنبال این تحولات به عمر ۱۲ ساله دولت هویدا خاتمه داده و یک تکنوکرات تحصیلکرده آمریکا (جمشید آموزگار) مأمور تشکیل کابینه شد. در چنین فضایی فعالیت دانشجویان نیز شکل تازه ای به خود گرفت و دانشجویان در مبارزه با هدف سرنگونی حکومت علاوه بر شعارنویسی، تجمع، اعتراض ، اعتصاب و حمله به مأموران گارد... تظاهرات را به خیابانهای اطراف دانشگاه کشانده و شکل تازه ای به روند مبارزه دادند.
سال تحصیلی ۵۷-۵۶ برای دانشجویان با بحث در مورد مرگ دکتر شریعتی آغاز شد و به همین دلیل دانشگاهها محل برگزاری حادترین افشاگریها از طریق برپایی نمایشگاهها، سخنرانی ها، کنفرانس ها و آموزشهای سیاسی بود.
دانشجویان ضمن برگزاری مراسم شعرخوانی، سخنرانی توسط کانون نویسندگان ایران همسو با رخدادهای سیاسی روز به مبارزه خود ادامه دادند. مانند صدور بیانیه و تحصن به مناسبت سالگرد وقایع مختلف، گسترش مجالس یادبود، ختم برای درگذشت نابهنگام دکتر شریعتی، حاج آقا مصطفی خمینی، عکس العمل به انتشار مقاله توهین آمیز نسبت به امام(ره) در روزنامه اطلاعات به امضای رشیدی مطلق، قیام ۱۹ دی قم و ۲۹ بهمن تبریز.
در بین دانشگاههای ایران، دانشگاه تبریز و جنبش دانشجویی آن از اهمیت خاصی برخوردار است. نقش دانشگاه تبریز جدای از نقش تبریز و آذربایجان در تاریخ معاصر ایران نیست. دانشجویان مذهبی دانشگاه تبریز پیش از سایر دانشگاهها موفق شدند هویت اسلامی خود را منسجم کنند و مبارزات سیاسی خود را از دانشجویان چپی جدا کنند. این دانشجویان در سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در دو حرکت مهم حضور یافتند: ابتدا در قیام تاریخی ۲۹ بهمن مردم تبریز که در اعتراض به سرکوب خونین مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ صورت گرفت و دیگر واقعه ۱۸ اردیبهشت دانشگاه تبریز که به لحاظ اهمیت از واقعه ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ مهم تر است. پس از این واقعه دانشگاه تبریز تا پیروزی انقلاب فعالیت آموزشی نداشت. اهمیت دیگر جنبش دانشجویی تبریز در کادرسازی نیروهایی است که مدیریت مسائل بعد از انقلاب را بر عهده گرفتند بویژه دفاع مقدس.

 


 
comment نظرات ()
 
دیدار با جمعی از دانشجویان مجمع اسلامی دانشگاه آزاد با هاشمی رفسنجانی
نویسنده : سیدمجتبی منتظری - ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۸
 


 
comment نظرات ()
 
امپرياليسم وعقب ماندگی
نویسنده : سیدمجتبی منتظری - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۳٠
 

به نام خدا

سيد مجتبي منتظري

www.montazary.persianblog.ir

 

 

علل افسانه اي عقب ماندگي

 

امپرياليسم و سلطه گري داراي هزاران چهره پنهان وآشكار همچون تار عنكبوت بر تمام جوانب زندگي جوامع تحت سلطه تنيده شده است اين چهره در اغلب موارد با ماسك بشر دوستي ،همكاري،صلح خواهي ومسائل علمي بصورت دام هاي خطرناك در راه استقلال سياسي اقتصادي فرهنگي جوامع تحت سلطه گسترده شده است . شناخت مختصري از ماهيت وعملكرد امپرياليسم و كنار زدن ماسك واقعي امپرياليسم و سلطه خواهان جهاني امري است كه بايد براي ملتهاي جهان مورد توجه باشد.

در اين مقاله كه ازفصل دوم كتاب امپرياليسم وعقب ماندگي نوشته جناب آقاي دكتر همايون الهي استفاده گرديده است علل افسانه اي عقب ماندگي كه توسط استعمار به كشورهاي عقب نگاه داشته شده تلقين شده است مورد بررسي قرار مي گيرد.

 دولتهاي سلطه گر و كشورهاي استعمارگر اكنون كه به ظاهر از مستعمرات خارج شده اند و در شكل وشمايل جديدي سياستهاي امپرياليستي خود را اعمال مي نمايند براي سرپوش گذاردن بر جنايات و فجايع دوران تسلط و حكومت خويش بر مستعمرات ،اصطلاحات گمراه كننده اي همچون كشورهاي فقير وغني ،‌جهان سوم ، در حال توسعه وعقب مانده ابداع ورواج داده اند . آنان با كاربردن اين اصطلاحات مي خواهند چنين وانمود كنند كه علل اصلي نابساماني هاي كشور هاي به اصطلاح در حال توسعه در درون كشورهاي مزبور نهفته است و عامل بوجود آمدن فقر و عقب افتادگي ،‌شرايط طبيعي واجتماعي حاكم بر اين كشورهاست .

بي شك مي توان گفت فقر ،عدم توسعه اقتصادي ،فرهنگي،علمي و... كه يك اصل انكار ناپذير در كشورهاي در حال توسعه است در اصل ريشه در دوران استعمار كهنه و نو دارد وسياستهاي امپرياليستي در اين كشورها بوده است كه اين كشورها عقب نگه داشته شوند.

كشور هاي در حال توسعه فقير هستند نه به بخاطر آنكه از منابع و امكانات طبيعي كافي برخوردار نباشند ويا اينكه توان وخواست پيشرفت نداشته باشند بلكه اصولا منابع آنها براي گردش چرخهاي صنعتي كشورهاي پيشرفته ،استثمار مي شود. در كشورهاي استعمار شده از ايجاد صنايع مادر جلوگيري مي شود ،محصولات كشاورزي آنها متناسب با نيازهاي كشورهاي استعمار گرجهت داده مي شود و اغلب داراي اقتصاد تك محصولي مي باشند و بازار مصرف كالاهاي ساخته شده كشورهاي صنعتي اند . مسائل فوق وديگر از اين نظير باعث شده است كه اين گروه از كشورها نتوانند به پيشرفت صنعتي دست يابند و از فقر نجات پيدا كنند.

دانشمندان دولتهاي سلطه گر تئوري ها و علل افسانه اي ديگري را نيز به عنوان علل به اصطلاح عقب ماندگي و يا در خال توسعه بودن اين گروه كشورهاي عقب نگاه داشته شده بيان مي كنند و راه حل هايي ر اهم بيان مي كنند كه بايد گفت در 100سال گذشته وضع هيچ كدام از اين كشورها نه تنها بهبود نيافته كه بدتر نيز گرديده است . در واقع به راحتي مي توان دريافت كه اين گروه از دانشمندان كه مشكلهاي كشورهاي مستعمره را بنيادي مطرح مي كنند در حقيقت در پي دور كردن اذهان از واقعيات مي باشند واقعياتي كه نشان دهنده بي رحمي استعمار گران در بد بخت كردن ملتها مي باشد. و راه حل هاي افسانه اي نيز جلوي پاي اين كشورها نشان مي دهند تا بدين ترتيب اين عارضه عقب ماندگي را دائمي يا طولاني تر كنند و در عين حال ادامه حضور يا مداخله و استثمار اقتصادي دولتهاي سلطه گر در اين كشورها را ممكن سازند.

برخي از عللي كه دانشمندان و نظريه پردازان در خدمت استعمار در طول تاريخ در رابطه با علل عقب ماندگي كشورهاي عقب نگه داشته شده را كه بيان مي كنند به شرح ذيل است كه در اين مقال با عنوان علل افسانه اي عقب ماندگي در 7 مورد زير مطرح مي گردد:

1-        عامل جغرافيايي

2-        عامل ن‍‍‍‍‍ژادي

3-        فقر منابع معدني

4-        فقدان استعداد كارفرمايي يا خلاقيت

5-        كمبود نيروي متخصص

6-        كمبود سرمايه

7-        عامل جمعيت

 

1-        عامل جغرافيايي

گفته مي شود كه تمام كشورهاي پيشرفته در مناطق معتدله و اكثر ممالك توسعه نيافته در مناطق استوايي قرار دارند . ويا مسائل آب وهوايي را مطرح مي كنند كه مي توان در پاسخ گفت آن مناطقي كه به عنوان مناطق توسعه يافته شناخته شده است در ميان خود از نظر درجه توسعه متفاوت هستند مانند ايتاليا ،آمريكا  ،شوروي ،انگلستان وديگر كشورها و ثانيا بسياري از كشورها توسعه نيافته در خارج از مناطق حاره اي واقع شده اند مانند اطراف درياي مديترانه و ثالثا برخي از كشورهايي كه امروزه عقب افتاده مي باشند در زماني مراكز بزرگترين تمدنهاي دنيا بوده اند مانند بخشهاي وسيعي از خاور ميانه و نكته آخر اينكه مسلما آب وهواي سرد كانادا،ممالك اسكانديناوي ،روسيه و... نتوانسته مانع رشد آنها شود . پس عامل جغرافيايي نمي تواند يك معيار ثابت ومستقل در عقب ماندگي به حساب آيد.

2-        عامل نژادي

برخي چنين گفته اند كه كشورهاي توسعه يافته از ن‍ژاد سفيد و كشورهاي توسعه نيافته از نژادهاي رنگي مي باشند به همين جهت ترقي وپيشرفت ملل سفيد پوست را بايد مولود خواص ذاتي و كار وكوشش و بردباري آنها دانست .

در پاسخ بايد گفت كه اولا از لحاظ علمي محض اختلاف "ساختماني"ميان مردم نژادهاي مختلف وجود ندارد و دوم اينكه اگر نژاد سفيد در حال حاضر در بخشهاي پيشرفته زندگي مي كند اين بخشها فقط دو قرن است كه به پيشرفت دست يافته اند و سوم اينكه بخش هاي سفيد نشين بسياري امروزه عقب افتاده مي باشند ونكته آخر اينكه كشور ژاپن داراي نژاد غير سفيد مي باشد. كه بي شك طرح اين مسئله كه عامل نژادي مي تواند علت عقب افتادگي يك ملت وكشور باشد بسيار ساده لوحانه مي باشد.

3-        فقر منابع معدني

گروهي از نظريه پردازان علت عقب افتادگي را در فقر منابع طبيعي وكاني كشورهاي عقب افتاده مي دانند . اين اظهار نظر با توجه به حقايق ملموس موجود كاملا دور از واقع مي باشد زير بخش اعظم كشورهاي عقب نگه داشته شده امروز صاحبان اصلي معادن ومنابع زير زميني شناخته شده هستند .

4-        فقدان استعداد كارفرمايي

يكي ديگر از علل عقب افتادگي و در حال توسعه بودن كشورهاي به اصطلاح جهان سوم را فقدان استعداد كارفرمايي در اين كشورها مي دانند . آنها چنين استدلال مي كنند كه وجود كارفرمايان خلاق و نو آور يكي از دلايل اساسي پيشرفت و ترقي صنعتي وتكنولو‍ژي است و نتيجه مي گيرند كه چون در كشورهاي عقب افتاد كارفرماياني جسور و ريسك كننده وجود ندارد پس اين كشورها در حال توسعه باقي مي مانند.اما بررسي دقيق موضوع خيالي بودن اين موضوع را به اثبات مي رساند در حقيقت آيا اين استعداد مادر زادي مردم انگلستان ،آلمان ،فرانسه بود كه موجب صنعتي شدن اروپاگرديد يا شرايط زمان ومكان‌كه در برهه اي از تاريخ امكانات رشد وصنعتي شدن در اختيار آنها قرار گرفت و آنها بدون عوامل بازدارنده خارجي،عاملي كه امروز سدراه كشورهاي عقب نگه داشته شده اند،توانسته اند رشد كنند.و بطور كلي بحث فقدان استعداد كارفرمايي افسانه اي بيش نيست.

5-        كمبود نيروي متخصص

يكي از مسائلي ظاهراً بسيار واضح و مسلم براي در حال توسعه بودن كشورهاي جهان سوم را كمبود نيروي متخصص مي دانند همه آمار وارقام وشواهد ظاهري دال بر اين امر است و نتيجه گيري مي شود كه جهان سوم فاقد هر گونه نيروي انساني ماهر است.

البته بايد قبول كرد در شرايط حاضر كمبودهايي در اين كشور ها مي باشد ولي اين عقب ماندگي عاملش نمي تواند اين مسئله باشد .

طبق يك گزارش تكان دهنده يك جامعه شناس ايراني به دبيركل سازمان ملل درچند سال پيش اينطور طبق آمار گزارش گرديد كه اين كشورهاي جهان سوم است كه به كشورهاي پيشرفته نيروي متخصص صادر مي كند علل تسريع كننده جريان جذب متخصص از كشورهاي جهان سوم توسط كشورهاي صنعتي متنوع است .ساخت اقتصادي جوامع جهان سوم چنان است كه امكانات تحقيقاتي و كار يابي براي نخبگان فراهم نيست.با توجه به دليل بالا بوضوح مي توان دريافت كه چرا جذب نيروهاي متخصص جهان سوم براي كشورهاي صنعتي آسان است و از اين راه تنها موجبات عقب ماندگي اين جوامع را فراهم مي ‌آورندبلكه خود ميلياردها دلار درراه  تربيت متخصص پس انداز مي كنند  ،هزينه اي كه به دوش كشورهاي جهان سوم گذاشته مي شود تا جوامع به اصطلاح پيشرفته بتوانند به حيات خود ادامه بدهند.

برخي آمار ها نشان مي دهد از سال 1949تا1967 آمريكا در زمينه تربيت متخصص شامل سكصدهزار پزشك ومهندس و دانشمند كه از خارج جذب كرده بود حدود چهارميليارد دلار صرفه جويي كرده است .

در سال 1997طبق آمار هاي منتشره: 22 هزار پزشك ايراني در خارج از ايران مشغول كار بوده اند . به اينها بايستي هزاران هزار متخصص ايراني در زمينه هاي مختلف علوم ر ااضافه كرد كه در موسسات صنعتي اقتصادي وتجاري به كار اشتغال دارند.

از اوايل دهه 1960تا1970بيشاز4.00.000 تن از پزشكان ،جراحان،مهندسان،دانشمندان ،و ديگر افراد ماهر كشورهاي رو به رشد به جوامع پيشرفته تر كوچيدند . مهاجران عمدتا از هند ،پاكستان ،فليپين و سري لانكا بودند بيشتر آنها به ايالات متحده امريكا ،كانادا،بريتانيا و... رفتند و بي شك مي توان گفت كه سيستم بهداري سراسري انگليس و اروپا با پزشكان هندي تا چند سال پيش به حيات خود ادامه دهد.

بطور كلي مي توان بعضي كمبودهاي نيروي انساني تاثيرگذار دانست ولي به هيچ عنوان نمي توان از اين عوامل به عنوان علل عقب ماندگي ياد كرد.

6-        كمبود سرمايه

يكي از عوامل عقب ماندگي كمبود سرمايه مطرح مي كرده اند كه توضيحاتي به شرح زير ارائه مي گردد.

 سرمايه اصولا دو نوع مي باشد.

الف -   سرمايه بالقوه و سرمايه نهايي ،يعني سرمايه اي كه در منابع انساني واقتصادي وطبيعي وجود دارد.

ب   -  سرمايه بالفعل ونقدي

در كشورهاي باصطلاح جهان سوم همانطور كه در قبل از اين اشاره شد سرمايه هاي بالقوه نه اينكه از كشورهاي پيشرفته كمتر نيست بلكه چند برابر اين كشورها مي باشد ولي متاسفانه اين سرمايه هاي طبيعي معدني وانساني در مسير پيشرفت كشورهاي استعمار گر قرار گرفته است.

اما گويي منظور از سرمايه از منظر نظريه پردازان همان سرمايه نقدي و بالفعل است كه مي توان گفت از جنگ جهاني دوم به بعد اغلب انديشه پردازان كشورهاي سلطه گر در جهت زدودن هرگونه عقب ماندگي كشورهاي عقب نگهداشته شده با استثمار آنها در دوران استعمار توسط دولتهاي سلطه گر ،مساله كمبود سرمايه را به عنوان يك عامل مهم عقب ماندگي مطرح كرده ونظريات متعددي در اين خصوص داده اند . در اوايل دهه 1950تعدادي از نظريه پردازان با تاكيد بر اين مساله نظريه "دور باطل فقر " را مطرح كردند .نتيجه گيري شان اين بود كه براي كشورهاي تازه به استقلال رسيده امكان رشد اقتصادي وجود ندارد و بايد از خارج يعني از كشورهاي سلطه گر بدانها كمك شود .

از جمله نظريه پردازان مي توان به نركسي و نظريه دور باطل تراكم كالا و سرمايه او اشاره كرد كه به طور خلاصه بدين صورت مطرح كرد:

كمبود سرمايه ←توليد كم← درآمدپايين ← پس انداز ناكافي ← كمبود سرمايه

به طور خلاصه اينكه هدف از مطرح كردن اين بحث فقط مشروعيت دادن به دخالتهاي اقتصادي سياسي كشورهاي سلطه گر مي باشد.

7- جمعيت اضافي به عنوان عمل عقب افتادگي

بطور خلاصه و مختصر مي توان گفت طبق آمارها وارقام وجدول هاي جمعيتي كشورهاي عقب نگاهداشته شده اين مسئله قابل روئيت است كه ازدياد جمعيت و مسائل ديگر همچون فقر وگرسنگي بر اثر ازدياد جمعيت كه به قول برتراند راسل بايد اجازه داد جمعيت چنا اضافه گردد تا زمينيان به جان هم بيفتند خود دسيسه اي از سياستهاي تبكارانه استعمار گران در كشور هاي عقب نگاه داشته بوده است.

 


 
comment نظرات ()
 
گذری بر جنبش دانشجویی
نویسنده : سیدمجتبی منتظری - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٩/۱٦
 

به نام خدا

 

سید مجتبی منتظری

دانشجویان به عنوان جامعه علمی وبازوی فعال در عرصه های مختلف کشوری همیشه نقش مهمی را در پیشبرد کشور ایفا می نمایند این جامعه ی فعال و حساس که به دو بال علم ومعرفت ونیروی جوانی مجهز می باشد همیشه سر منشاء تحولات وحرکتهایی با اهداف عالی به منظور پیشبرد کشور می باشند واین تحول خواهی حرکت دانشجویی یا جنبش دانشجویی را نباید حرکت هایی با اهداف منفی ویا ضد نظام حاکم دانست که به گفته امام خمینی (ره) :« دانشگاه مبداء همه تحولات است» و به تعبیر مقام معظم رهبری : «دانشجویان طبقه زبده و بانشاط و تره وتازه پیکره اجتماع ، پیشاهنگ در سازندگی آینده، وترسیم کننده حرکت عمومی جامعه نقشی است که دانشجویان ایفا می کنند.»

به طور کلی می توان ویژگی های جریانهای دانشجویی را در پنج مورد زیر خلاصه نمود :

  •      آرمان گرایی (ایده آلیسم)دانشجویان
  •     ویژگی انتقادی دانشجویان
  •     اعتراض های آنان
  •      رادیکالی و تند بودن دانشجویان
  •  سیال بودن جنبش های دانشجویی

جنبش دانشجویی جریانی است که فعالیت آن در عرصه سیاسی اجتماعی ایران همواره تاثیر گذار بوده است که مهمترین مولفه اساسی سلامت این جنبش ها سیالیت می باشد که خود از ویژگی های شکل پذیری جنبش های دانشجویی می باشد.

اولین جنبش دانشجویی را می توان مصادف با تاسیس دانشگاه تهران در سال 1313دانست . بعداز اشغال ایران در سال 1320 وسقوط رضاشاه نیز شکل جدیدی از جنبش های دانشجویان را شاهدیم که نتایج آن را در قیام 16 آذر سال 32 می بینیم که به دلیل ورود نیکسون معاون رئیس جمهور وقت آمریکا شکل گرفت که کمیته نهضت مقاومت ملی دانشجویان برای اعتراض به این اقدام رژیم در دانشکده فنی تهران دست به اعتراض زدند که به محاصره دانشگاه و جان باختن سه نفر از  دانشجویان فنی که جریان فکری لیبرالی داشتند به نام های احمدقندچی ،مصطفی بزرگ نیا و آذر شریعت رضوی انجامید.

در دهه چهل جرقه های پیوند و همراهی دانشجویان با امام خمینی (ره)وانقلاب اسلامی می باشد بطوری که در دوم بهمن سال چهل ویک اعلامیه امام (ره) علیه رفراندم شاه صادر می شود ودانشجویان با شعارهای ضد دیکتاتوری از این زمان با امام خمینی (ره)همسو می شوند . دکتر علی شریعتی نیز نقش بسیار مهمی را در تحرک بیشتر جنبش دانشجویی قبل از انقلاب ایفا می کند .

در دهه اول بعد انقلاب دانشجویان که خود در پیروزی انقلاب سهیم بوده اند جزءِ بدنه نظام می گردند و از سال 67 جنبش دچار تفرقه وانشعاب می گردد گروهی در بدنه وهمراه با نظام باقی می مانند و گروهی دیگر همسو با بعضی جناح های سیاسی  خارج از دانشگاه رویه ای انتقادی به نظام در پیش می گیرند.

ماهیت اصلی جنبش های دانشجویی در چند سال گذشته مسائل سیاسی در جهت توسعه مدنی کشور بوده است که نباید با این خواست ها به صورت مغرضانه نگاه کرد زیرا توسعه صنعتی ، سیاسی ، فرهنگی ،اجتماعی و... جز با بیداری قشر دانشجو میسر نخواهد بود وبیداری آنان مستلزم تفکر وتأمل در مسائل مختلف است وشاید به مرحله جنبش واعتراض نیز برسد ولی تلقی جامعه ودولت نباید صرف ، منفی باشد.

گفتمان جدیدی که در دو سال اخیر باعث شکل گیری غالب جنبش های دانشجویی گردیده است ،گفتمان عدالتخواهی دانشجویی می باشد که با تاکیدات مقام معظم رهبری همراه بوده است همچنین عرصه جنبش نرم افزاری و تولید علم هم گفتمان و مسئله قابل توجه واصلی سالهای اخیر می باشد.

درچندین ماه اخیر با توسعه فناوری صلح آمیز هسته ای و مخالفت کشورهای اروپایی و آمریکایی شاهد تحرکات مجدد وجدی جنبش دانشجویی در اعتراض به این کشورها هستیم کخ پشتوانه ای محکم برای نظام قلمداد می شود.

فن آوری هسته ای و برپایی نیروگاه های هسته ای بی شک نتیجه فعالیت های علمی دانشجویان بوده وهم اکنون حفاظت و پشتیبانی معنوی آن هم توسط دانشجویان با تشکیل زنجیره انسانی (اخیراً)دور تادور مراکز هسته ای صورت پذیرفته است.

این اقدامات وجنبش ها مهر تاییدی بر عملکرد مثبت جنبش داشنجویی است . البته برخی جنبش ها که سئوالات زیادی را ایجاد می کند نظیر حادثه کوی دانشگاه و... را نباید صرفاً جنبشی دانشجویی دانست واهداف افراد سود جو را نادیده گرفت وبه فرمایش مقام معظم رهبری : دانشجویان به عنوان نسل سوم انقلاب باید مطالباتشان را از انقلاب وملت بخواهند و نه اینکه دیگران مطالباتشان را از جوانان و داشنجویان بخواهند.

 


 
comment نظرات ()